معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

164

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

پدر نمائيم ، و در استرضاى او كوشيم « قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ » گفت گويندهء از ايشان : « وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ » درافكنيد او را در چاهى . كشف - بعضى گويند يهودا بود كه وى از همه عاقل‌تر و بر يوسف مشفق‌تر بود . و بعضى گويند روبيل بود كه برادر بزرگتر بود و از همه « 1 » صايب‌راىتر ، و قوىتر بود . كشف - مجاهد مىگويد كه شمعون بود و گفت « لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ » نكشيد كه خون ناحق امرى است بزرگ و گناهيست عظيم « 2 » « يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ » تا او را بر كشند از چاه بعضى راهگذريان « إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ » اگر عمل مىكنيد به مشورت من ، چنين كنيد « قوله تعالى وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ » . « 3 » بدانكه غيابت در اصل لغت چيزيست كه غايب گرداند چيزى را از نظر و بپوشاند آن را . « 4 » و مراد از غيابت جبّ قعر اوست كه هر چه در آنجا افتد از نظر پوشيده گردد و فايده در ذكر غيابت اينجا آنست اگر مثلا « القوة فى الجبّ » گفتى احتمال آن داشتى كه در موضعى از مواضع چاه افكندى كه از نظر غايب نبودى ، پس چون به غيابت تقييد فرمود دلالت كرد كه او را در قعر چاه مظلم جائى كه از نظر ناظران مستور باشد بيندازند . « 5 » و لام « الْجُبِّ » از براى عهد است يعنى آن چاه معيّن كه نزد ايشان معلوم بود . بعضى گويند چاه بيت المقدس بود . « 6 » و وهب مىگويد چاهى بود در زمين اردن .

--> ( 1 ) - د : بزرگتر بود و از همه صايب رأى . ( 2 ) - « وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ » و درافكنيد او را در چاهى . ( 3 ) - د : كش مف . ( 4 ) - د : كس . ( 5 ) - د : مف . ( 6 ) - د : مف .